مزایای به کارگیری سخت افزار آزاد
بررسي دنياي نرمافزار نشان ميدهد كه نرمافزارهاي آزاد ميتوانند از طريق اشكالزدايي، اصلاحات و بهبودها و پيشرفتهاي به دست آمده توسط خيل عظيمي از مشاركتكنندگان پروژه، به روند توسعه يك پروژه نرمافزاري سرعت ببخشند. با اين اوصاف و با وجود تفاوتهاي ماهوي دو حوزه نرمافزار و سختافزار، ملزومات متفاوت اين دو حوزه هيچ دليل محكمي (حداقل تاكنون) براي اينكه نتوان از اين مدل توسعه در طراحي سختافزار استفاده كرد بهشمار نميآيد.
شايد در عمل و در مقايسه با توسعهدهندگان نرمافزار عده كمتري با دانش طراحي سختافزار و زبانهاي توصيف سختافزاري آشنايي داشته باشند، اما اين امر به معناي غيرعملي بودن پيادهسازي اين مدل نخواهد بود.
قطعات الكترونيكي به دلايل متعددي چون يكپارچه شدن ابزارها، به طور روزافزون پيچيدهتر ميشوند و رقابت ميان سازندگان هر روز افزايش مييابد. همين موضوع باعث شدهاست سازندگان سختافزار به گسترش داراييهاي فكري خود علاقمند شوند و به توسعه محصولات مبتني بر اين داراييها وابستگي بيشتري پيدا كنند. به اين ترتيب به نظر ميرسد كه فناوريهاي انقلابي همچون سيستم بر روي تراشه (system on chip يا اختصارا SoC) به واسطه عدم دسترسي بسياري از سازندگان به اين فناوريها و داراييهاي فكري، بهخاطر انحصاري بودن آنها، كاربردي محدود داشتهباشند. اما با توسعه جنبش سختافزار و گسترش IP Core هاي آزاد كه ميتواند نقش داراييهاي فكري عمومي را بازينمايد، شركتهاي تازه كار را به گردآوري IP هاي مورد نياز براي طراحي سيستمي كه قرار است بر روي تراشه پياده سازي كنند تشويق ميكند. به عنوان مثال در طراحي يك سيستم پخشكننده صدا و تصوير بر روي يك تراشه، نياز به IP هاي متعددي مانند، ديكدر صدا و تصوير و ريزپردازنده ميباشد كه در صورتي كه سازنده دانش يا زمان لازم جهت طراحي اين IP ها را نداشته باشد، به سادگي ميتواند از مدلهاي آزاد آنها بهره گرفته و طرح خود را توسعه دهد.
به عنوان مثالي ديگر، مسئله مالكيت معنوي شركتها در مورد اينترفيسهاي بين تراشهاي و فقدان يك استاندارد جامع در اين حوزه باعث شدهاست شركتهاي سختافزاري به صورت مستقل بر روي اين اينترفيسها فعاليت كنند. اين موضوع باعث بروز مشكلات ناسازگاري فراواني در ميان قطعات مختلف ميشود. اين مشكل در SoCها كه مجموعهاي از IPها به شمار ميرود كه از طريق اينترفيسهاي متعددي با يكديگر تعامل دارند بسيار پر رنگ تر است، به همين خاطر جنبش سختافزار آزاد مسمم به بكارگيري از يك اينرفيس ارتباطي مشترك ميان IPهاي طراحي شده به نام Wishbone ميباشد و تاكنون در استاندارد سازي اين اينترفيس گامهاي بسيار موثري برداشته است.
در حال حاضر برخي از شركتها به تبادل IP Core ميپردازند و حتي شركتها و موسسات تخصصي ويژهاي براي تسهيل اين مبادلات مشغول فعاليت هستند. اين حركتها به طور حتم ضروري، اما ناكافي هستند. به علاوه، كمك چنداني به گسترش اين فناوريها از منظري كه جنبش سختافزار آزاد به آن نيازمند است، نميكند.

بدون شك نگراني شركتهاي صاحب داراييهاي معنوي (IP) به كاهش سودآوري آنها به واسطه دسترسي شركتهاي ديگر به اين داراييها مربوط ميشود و به نظر ميرسد تبيين مدلهاي تجاري عملي در شيوه جديد توسعه به اشتراك گزاري اين IPها ميتواند تا حدودي از اين نگرانيها بكاهد. در واقع جلوگيري از متعارف شدن فناوريها با استفاده از مالكيتهاي معنوي انحصاري، تنها راه حفظ سودآوري نيست. كاهش هزينهها و افزايش توليد به عنوان دو عامل مهم براي رونق بخشيدن به كسبوكار، شيوهاي تثبيت شده است و طراحي و توسعه آزاد فناوريها به طور اشتراكي ميتوانند در تحقق دو عامل فوق نقش شاياني داشته باشند.
پس در وهله اول توسعه يك سيستم به اشتراكگذاري داراييهاي فكري نه تنها ميتواند انگيزه مشاركت سازندگان سختافزار به طراحي آزاد را تقويت كند، بلكه از تلاشهاي مضاعف شركتهاي فاقد حق استفاده از يك فناوري خاص براي اختراع دوباره چرخ جلوگيري ميكند و براي نوآوريهاي فني وضعيتي بهينه را فراهم خواهد كرد.
تا اینجا به برخي از مزاياي جنبش سختافزار آزاد اشاره كرديم كه در ادامه به صورت خلاصه ديگر مزاياي بهكار گيري آن را نيز بررسي خواهم كرد:
كاهش هزينه طراحي و توسعه سختافزار از مهمترين مزاياي سختافزار آزاد به شمار ميرود، جايي كه هزينه و زمان طراحي به واسطه بهرهگيري از طرحهاي از پيش طراحي شده توسط ديگران، كاهش مييابد، ضمن اينكه فرايند ارزيابي و Debug كردن نيز نسبت به حالتي كه طراحي از صفر آغاز ميگشت، بسيار كوتاه تر ميشود.
با فراگير شدن طراحي سختافزار آزاد، طراحان به دنبال ارائه كردن يك طرح عالي و بدون نقص از سختافزار خاص ميباشند نه به دنبال رقابت كردن با يكديگر .
پروژههاي مطرح شده در دنياي سختافزار آزاد از تواناييهاي طراحان بازنشته يا بيكار و دانشجويان در توسعه خود بهره ميبرند، تنها يك گروه خاص با يك نوع سليقه در به اتمام رسيدن پروژه دخيل نيستند و مصرفكنندگان نيز جزوي از تيم طراحي آن خواهند بود.